دلسرد شدم  

داشتم فک میکردم، دیدم آدمی که دوسش دارم درسته که کنارم حضور فیزیکی داره، ولی عملا هیچ کودوم از نیازهایی که دارم رو برآورده نمیکنه!ولی ناز میکنم فوری اخم میکنه و میگه لوس نشووقتی کلافه و بی حوصله ام اخم میکنه و فقط میگه خوب باشوقتی تنهام، کنارم نمیمونه و میره تا تنهاییم بیشتر بشهوقتی احساساتی میشم زود میگه جمع کن خودتووقتی ناراحتم هم کلن توجهی نمیکنهاین دوست داشتن چه سودی برای من داره؟ چی داره بهم میرسه که جونم در بره بازم میگم دوسش دارم؟دو

ادامه مطلب  

دلسرد شدم  

داشتم فک میکردم، دیدم آدمی که دوسش دارم درسته که کنارم حضور فیزیکی داره، ولی عملا هیچ کودوم از نیازهایی که دارم رو برآورده نمیکنه!وقتی ناز میکنم فوری اخم میکنه و میگه لوس نشووقتی کلافه و بی حوصله ام اخم میکنه و فقط میگه خوب باشوقتی تنهام، کنارم نمیمونه و میره تا تنهاییم بیشتر بشهوقتی احساساتی میشم زود میگه جمع کن خودتووقتی ناراحتم هم کلن توجهی نمیکنهاین دوست داشتن چه سودی برای من داره؟ چی داره بهم میرسه که جونم در بره بازم میگم دوسش دارم؟د

ادامه مطلب  

دلسرد شدم  

داشتم فک میکردم، دیدم آدمی که دوسش دارم درسته که کنارم حضور فیزیکی داره، ولی عملا هیچ کودوم از نیازهایی که دارم رو برآورده نمیکنه!وقتی ناز میکنم فوری اخم میکنه و میگه لوس نشووقتی کلافه و بی حوصله ام اخم میکنه و فقط میگه خوب باشوقتی تنهام، کنارم نمیمونه و میره تا تنهاییم بیشتر بشهوقتی احساساتی میشم زود میگه جمع کن خودتووقتی ناراحتم هم کلن توجهی نمیکنهاین دوست داشتن چه سودی برای من داره؟ چی داره بهم میرسه که جونم در بره بازم میگم دوسش دارم؟د

ادامه مطلب  

دلسرد شدم  

داشتم فک میکردم، دیدم آدمی که دوسش دارم درسته که کنارم حضور فیزیکی داره، ولی عملا هیچ کودوم از نیازهایی که دارم رو برآورده نمیکنه!وقتی ناز میکنم فوری اخم میکنه و میگه لوس نشووقتی کلافه و بی حوصله ام اخم میکنه و فقط میگه خوب باشوقتی تنهام، کنارم نمیمونه و میره تا تنهاییم بیشتر بشهوقتی احساساتی میشم زود میگه جمع کن خودتووقتی ناراحتم هم کلن توجهی نمیکنهاین دوست داشتن چه سودی برای من داره؟ چی داره بهم میرسه که جونم در بره بازم میگم دوسش دارم؟د

ادامه مطلب  

دلسرد شدم  

داشتم فک میکردم، دیدم آدمی که دوسش دارم درسته که کنارم حضور فیزیکی داره، ولی عملا هیچ کودوم از نیازهایی که دارم رو برآورده نمیکنه!وقتی ناز میکنم فوری اخم میکنه و میگه لوس نشووقتی کلافه و بی حوصله ام اخم میکنه و فقط میگه خوب باشوقتی تنهام، کنارم نمیمونه و میره تا تنهاییم بیشتر بشهوقتی احساساتی میشم زود میگه جمع کن خودتووقتی ناراحتم هم کلن توجهی نمیکنهاین دوست داشتن چه سودی برای من داره؟ چی داره بهم میرسه که جونم در بره بازم میگم دوسش دارم؟د

ادامه مطلب  

دلسرد شدم  

داشتم فک میکردم، دیدم آدمی که دوسش دارم درسته که کنارم حضور فیزیکی داره، ولی عملا هیچ کودوم از نیازهایی که دارم رو برآورده نمیکنه!وقتی ناز میکنم فوری اخم میکنه و میگه لوس نشووقتی کلافه و بی حوصله ام اخم میکنه و فقط میگه خوب باشوقتی تنهام، کنارم نمیمونه و میره تا تنهاییم بیشتر بشهوقتی احساساتی میشم زود میگه جمع کن خودتووقتی ناراحتم هم کلن توجهی نمیکنهاین دوست داشتن چه سودی برای من داره؟ چی داره بهم میرسه که جونم در بره بازم میگم دوسش دارم؟د

ادامه مطلب  

دلسرد شدم  

داشتم فک میکردم، دیدم آدمی که دوسش دارم درسته که کنارم حضور فیزیکی داره، ولی عملا هیچ کودوم از نیازهایی که دارم رو برآورده نمیکنه!وقتی ناز میکنم فوری اخم میکنه و میگه لوس نشووقتی کلافه و بی حوصله ام اخم میکنه و فقط میگه خوب باشوقتی تنهام، کنارم نمیمونه و میره تا تنهاییم بیشتر بشهوقتی احساساتی میشم زود میگه جمع کن خودتووقتی ناراحتم هم کلن توجهی نمیکنهاین دوست داشتن چه سودی برای من داره؟ چی داره بهم میرسه که جونم در بره بازم میگم دوسش دارم؟د

ادامه مطلب  

دلسرد شدم  

داشتم فک میکردم، دیدم آدمی که دوسش دارم درسته که کنارم حضور فیزیکی داره، ولی عملا هیچ کودوم از نیازهایی که دارم رو برآورده نمیکنه!وقتی ناز میکنم فوری اخم میکنه و میگه لوس نشووقتی کلافه و بی حوصله ام اخم میکنه و فقط میگه خوب باشوقتی تنهام، کنارم نمیمونه و میره تا تنهاییم بیشتر بشهوقتی احساساتی میشم زود میگه جمع کن خودتووقتی ناراحتم هم کلن توجهی نمیکنهاین دوست داشتن چه سودی برای من داره؟ چی داره بهم میرسه که جونم در بره بازم میگم دوسش دارم؟د

ادامه مطلب  

دلسرد شدم  

داشتم فک میکردم، دیدم آدمی که دوسش دارم درسته که کنارم حضور فیزیکی داره، ولی عملا هیچ کودوم از نیازهایی که دارم رو برآورده نمیکنه!وقتی ناز میکنم فوری اخم میکنه و میگه لوس نشووقتی کلافه و بی حوصله ام اخم میکنه و فقط میگه خوب باشوقتی تنهام، کنارم نمیمونه و میره تا تنهاییم بیشتر بشهوقتی احساساتی میشم زود میگه جمع کن خودتووقتی ناراحتم هم کلن توجهی نمیکنهاین دوست داشتن چه سودی برای من داره؟ چی داره بهم میرسه که جونم در بره بازم میگم دوسش دارم؟د

ادامه مطلب  

دلسرد شدم  

داشتم فک میکردم، دیدم آدمی که دوسش دارم درسته که کنارم حضور فیزیکی داره، ولی عملا هیچ کودوم از نیازهایی که دارم رو برآورده نمیکنه!وقتی ناز میکنم فوری اخم میکنه و میگه لوس نشووقتی کلافه و بی حوصله ام اخم میکنه و فقط میگه خوب باشوقتی تنهام، کنارم نمیمونه و میره تا تنهاییم بیشتر بشهوقتی احساساتی میشم زود میگه جمع کن خودتووقتی ناراحتم هم کلن توجهی نمیکنهاین دوست داشتن چه سودی برای من داره؟ چی داره بهم میرسه که جونم در بره بازم میگم دوسش دارم؟د

ادامه مطلب  

دلسرد شدم  

داشتم فک میکردم، دیدم آدمی که دوسش دارم درسته که کنارم حضور فیزیکی داره، ولی عملا هیچ کودوم از نیازهایی که دارم رو برآورده نمیکنه!وقتی ناز میکنم فوری اخم میکنه و میگه لوس نشووقتی کلافه و بی حوصله ام اخم میکنه و فقط میگه خوب باشوقتی تنهام، کنارم نمیمونه و میره تا تنهاییم بیشتر بشهوقتی احساساتی میشم زود میگه جمع کن خودتووقتی ناراحتم هم کلن توجهی نمیکنهاین دوست داشتن چه سودی برای من داره؟ چی داره بهم میرسه که جونم در بره بازم میگم دوسش دارم؟د

ادامه مطلب  

دلسرد شدم  

داشتم فک میکردم، دیدم آدمی که دوسش دارم درسته که کنارم حضور فیزیکی داره، ولی عملا هیچ کودوم از نیازهایی که دارم رو برآورده نمیکنه!وقتی ناز میکنم فوری اخم میکنه و میگه لوس نشووقتی کلافه و بی حوصله ام اخم میکنه و فقط میگه خوب باشوقتی تنهام، کنارم نمیمونه و میره تا تنهاییم بیشتر بشهوقتی احساساتی میشم زود میگه جمع کن خودتووقتی ناراحتم هم کلن توجهی نمیکنهاین دوست داشتن چه سودی برای من داره؟ چی داره بهم میرسه که جونم در بره بازم میگم دوسش دارم؟د

ادامه مطلب  

سه هفته  

بعد از سه هفته اومد پیشم و باهم فوتبال دیدیم و ... باهم سحری خوردیم و خابیدیمتازه بیدار شدیمکنارم دراز کشیده و من شاید خوشبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم رو میتونم ازین فاصله داشته باشمیا شایدم بدبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم دوسسم ندارهنمیتونم مستقیم بگم دوسم ندارهاگه نداشت که الان اینجا نبودشایدم هر دختر دیگه ای جای من بود اون الان همینجا بودنمیدونم باید این روزای زندگیمو خوشبختی تعریف کنم یادبدبختیولی هستهمیجادرسته ب

ادامه مطلب  

سه هفته  

بعد از سه هفته اومد پیشم و باهم فوتبال دیدیم و ... باهم سحری خوردیم و خابیدیمتازه بیدار شدیمکنارم دراز کشیده و من شاید خوشبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم رو میتونم ازین فاصله داشته باشمیا شایدم بدبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم دوسسم ندارهنمیتونم مستقیم بگم دوسم ندارهاگه نداشت که الان اینجا نبودشایدم هر دختر دیگه ای جای من بود اون الان همینجا بودنمیدونم باید این روزای زندگیمو خوشبختی تعریف کنم یادبدبختیولی هستهمیجادرسته ب

ادامه مطلب  

سه هفته  

بعد از سه هفته اومد پیشم و باهم فوتبال دیدیم و ... باهم سحری خوردیم و خابیدیمتازه بیدار شدیمکنارم دراز کشیده و من شاید خوشبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم رو میتونم ازین فاصله داشته باشمیا شایدم بدبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم دوسسم ندارهنمیتونم مستقیم بگم دوسم ندارهاگه نداشت که الان اینجا نبودشایدم هر دختر دیگه ای جای من بود اون الان همینجا بودنمیدونم باید این روزای زندگیمو خوشبختی تعریف کنم یادبدبختیولی هستهمیجادرسته ب

ادامه مطلب  

سه هفته  

بعد از سه هفته اومد پیشم و باهم فوتبال دیدیم و ... باهم سحری خوردیم و خابیدیمتازه بیدار شدیمکنارم دراز کشیده و من شاید خوشبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم رو میتونم ازین فاصله داشته باشمیا شایدم بدبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم دوسسم ندارهنمیتونم مستقیم بگم دوسم ندارهاگه نداشت که الان اینجا نبودشایدم هر دختر دیگه ای جای من بود اون الان همینجا بودنمیدونم باید این روزای زندگیمو خوشبختی تعریف کنم یادبدبختیولی هستهمیجادرسته ب

ادامه مطلب  

سه هفته  

بعد از سه هفته اومد پیشم و باهم فوتبال دیدیم و ... باهم سحری خوردیم و خابیدیمتازه بیدار شدیمکنارم دراز کشیده و من شاید خوشبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم رو میتونم ازین فاصله داشته باشمیا شایدم بدبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم دوسسم ندارهنمیتونم مستقیم بگم دوسم ندارهاگه نداشت که الان اینجا نبودشایدم هر دختر دیگه ای جای من بود اون الان همینجا بودنمیدونم باید این روزای زندگیمو خوشبختی تعریف کنم یادبدبختیولی هستهمیجادرسته ب

ادامه مطلب  

سه هفته  

بعد از سه هفته اومد پیشم و باهم فوتبال دیدیم و ... باهم سحری خوردیم و خابیدیمتازه بیدار شدیمکنارم دراز کشیده و من شاید خوشبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم رو میتونم ازین فاصله داشته باشمیا شایدم بدبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم دوسسم ندارهنمیتونم مستقیم بگم دوسم ندارهاگه نداشت که الان اینجا نبودشایدم هر دختر دیگه ای جای من بود اون الان همینجا بودنمیدونم باید این روزای زندگیمو خوشبختی تعریف کنم یادبدبختیولی هستهمیجادرسته ب

ادامه مطلب  

سه هفته  

بعد از سه هفته اومد پیشم و باهم فوتبال دیدیم و ... باهم سحری خوردیم و خابیدیمتازه بیدار شدیمکنارم دراز کشیده و من شاید خوشبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم رو میتونم ازین فاصله داشته باشمیا شایدم بدبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم دوسسم ندارهنمیتونم مستقیم بگم دوسم ندارهاگه نداشت که الان اینجا نبودشایدم هر دختر دیگه ای جای من بود اون الان همینجا بودنمیدونم باید این روزای زندگیمو خوشبختی تعریف کنم یادبدبختیولی هستهمیجادرسته ب

ادامه مطلب  

سه هفته  

بعد از سه هفته اومد پیشم و باهم فوتبال دیدیم و ... باهم سحری خوردیم و خابیدیمتازه بیدار شدیمکنارم دراز کشیده و من شاید خوشبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم رو میتونم ازین فاصله داشته باشمیا شایدم بدبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم دوسسم ندارهنمیتونم مستقیم بگم دوسم ندارهاگه نداشت که الان اینجا نبودشایدم هر دختر دیگه ای جای من بود اون الان همینجا بودنمیدونم باید این روزای زندگیمو خوشبختی تعریف کنم یادبدبختیولی هستهمیجادرسته ب

ادامه مطلب  

سه هفته  

بعد از سه هفته اومد پیشم و باهم فوتبال دیدیم و ... باهم سحری خوردیم و خابیدیمتازه بیدار شدیمکنارم دراز کشیده و من شاید خوشبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم رو میتونم ازین فاصله داشته باشمیا شایدم بدبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم دوسسم ندارهنمیتونم مستقیم بگم دوسم ندارهاگه نداشت که الان اینجا نبودشایدم هر دختر دیگه ای جای من بود اون الان همینجا بودنمیدونم باید این روزای زندگیمو خوشبختی تعریف کنم یادبدبختیولی هستهمیجادرسته ب

ادامه مطلب  

سه هفته  

بعد از سه هفته اومد پیشم و باهم فوتبال دیدیم و ... باهم سحری خوردیم و خابیدیمتازه بیدار شدیمکنارم دراز کشیده و من شاید خوشبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم رو میتونم ازین فاصله داشته باشمیا شایدم بدبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم دوسسم ندارهنمیتونم مستقیم بگم دوسم ندارهاگه نداشت که الان اینجا نبودشایدم هر دختر دیگه ای جای من بود اون الان همینجا بودنمیدونم باید این روزای زندگیمو خوشبختی تعریف کنم یادبدبختیولی هستهمیجادرسته ب

ادامه مطلب  

سه هفته  

بعد از سه هفته اومد پیشم و باهم فوتبال دیدیم و ... باهم سحری خوردیم و خابیدیمتازه بیدار شدیمکنارم دراز کشیده و من شاید خوشبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم رو میتونم ازین فاصله داشته باشمیا شایدم بدبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم دوسسم ندارهنمیتونم مستقیم بگم دوسم ندارهاگه نداشت که الان اینجا نبودشایدم هر دختر دیگه ای جای من بود اون الان همینجا بودنمیدونم باید این روزای زندگیمو خوشبختی تعریف کنم یادبدبختیولی هستهمیجادرسته ب

ادامه مطلب  

سه هفته  

بعد از سه هفته اومد پیشم و باهم فوتبال دیدیم و ... باهم سحری خوردیم و خابیدیمتازه بیدار شدیمکنارم دراز کشیده و من شاید خوشبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم رو میتونم ازین فاصله داشته باشمیا شایدم بدبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم دوسسم ندارهنمیتونم مستقیم بگم دوسم ندارهاگه نداشت که الان اینجا نبودشایدم هر دختر دیگه ای جای من بود اون الان همینجا بودنمیدونم باید این روزای زندگیمو خوشبختی تعریف کنم یادبدبختیولی هستهمیجادرسته ب

ادامه مطلب  

سه هفته  

بعد از سه هفته اومد پیشم و باهم فوتبال دیدیم و ... باهم سحری خوردیم و خابیدیمتازه بیدار شدیمکنارم دراز کشیده و من شاید خوشبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم رو میتونم ازین فاصله داشته باشمیا شایدم بدبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم دوسسم ندارهنمیتونم مستقیم بگم دوسم ندارهاگه نداشت که الان اینجا نبودشایدم هر دختر دیگه ای جای من بود اون الان همینجا بودنمیدونم باید این روزای زندگیمو خوشبختی تعریف کنم یادبدبختیولی هستهمیجادرسته ب

ادامه مطلب  

سه هفته  

بعد از سه هفته اومد پیشم و باهم فوتبال دیدیم و ... باهم سحری خوردیم و خابیدیمتازه بیدار شدیمکنارم دراز کشیده و من شاید خوشبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم رو میتونم ازین فاصله داشته باشمیا شایدم بدبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم دوسسم ندارهنمیتونم مستقیم بگم دوسم ندارهاگه نداشت که الان اینجا نبودشایدم هر دختر دیگه ای جای من بود اون الان همینجا بودنمیدونم باید این روزای زندگیمو خوشبختی تعریف کنم یادبدبختیولی هستهمیجادرسته ب

ادامه مطلب  

سه هفته  

بعد از سه هفته اومد پیشم و باهم فوتبال دیدیم و ... باهم سحری خوردیم و خابیدیمتازه بیدار شدیمکنارم دراز کشیده و من شاید خوشبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم رو میتونم ازین فاصله داشته باشمیا شایدم بدبخت ترین آدم دنیام که کسی که دوسش دارم دوسسم ندارهنمیتونم مستقیم بگم دوسم ندارهاگه نداشت که الان اینجا نبودشایدم هر دختر دیگه ای جای من بود اون الان همینجا بودنمیدونم باید این روزای زندگیمو خوشبختی تعریف کنم یادبدبختیولی هستهمیجادرسته ب

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  

 

مادرم هی می‌خندید و هی ادای "خانم" صدا زدن ممد را درمی‌آورد:- شهرزاد این‌طوری صداش می‌زد: خانم این‌جا صدایش را تودماغی می‌کرد. - بعد زنه می‌گه: جانم! ولک درد عمه‌ام تو جانت اُ جان جد و آبادت..شهرزاد دندوناشه هم سفید کرده..یادت افتادم..گفتم دخترم دندوناش..نگذاشتم ادامه بدهد.- خو حالا..این‌همه عیب نذار روشون بابا..والله خوب نیس...- وللللم کککککن...خوب نیس..خوب هم خوبه. جات خالی باید می‌اومدی...تیپ می‌زدی ..زنه می‌زد به سرش....یعنی مادر ممد می

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  >